باریده باران بهاری

باریده باران بهاری



باریده باران بهاری
روی درخت سبز توتی
پیداست لای شاخه هایش
تار سفید عنکبوتی

یک عنکبوت خوش سلیقه
هی میرود این سو و آن سو
تار خودش را می کشاند
تا شاخه ای از یاسِ خوشبو

با تارِ خود پل بسته انگار
او بینِ توت و یاس زیبا
انگار میخواهد ببافد 
زیباترین تار خودش را
یک خانه میخواهد بسازد 
با پرده های تور توری
من مانده ام این تارها را
او بسته است اینجا چه جوری!
یک کرم ابریشم نشسته
بر روی برگ توت پر بار  
انگار میترسد بیفتد
یکباره از بالا در آن تار
می گوید این همسایه ی من
خیلی عزیز است و هنر مند
کارش ولی ایراد دارد
چون تار هایش چسبناکند
او در خیالش دید یک روز
سر خورد و از یک برگ لغزید
هیچ اتفاقی هم نیفتاد
اصلا به تاری هم نچسبید

می دید خود را توی یک قصر 
خوابیده روی برگ توتی
قصری سفید و تور توری
یک شاهکار عنکبوتی

شاعر: آذر صادقیان- اصفهان

جمعه 3 اردیبهشت 1395 - 21:15:10 1868 آخرین بازدید : پنجشنبه 23 آذر 1396 - 23:34:29 0
*
*
;